روز خوب برای وب ایران با اولین همایش استانداردهای وب

پنچشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۱ اولین همایش استاندارد های وب به همت محمدرضا محمد علی و پرهام باغستانی در محل دانشگاه علم و فرهنگ برگذار شد. همایشی که با موضوعات جدیدی که داشت می تونه در آینده به وب فارسی و ارتقای دانش عمومی و تخصصی علاقه مندان به کار در حوزه طراحی و پیاده سازی وب سایت ها و وب اپلیکشن های استاندارد کمک زیادی بکنه.

مباحثی که تو این همایش ارائه شد شاید در سایت ها و کتاب ها خونده و دیده شده باشه، اما این که این تعداد سخنران متخصص، اون هم با تجربه عملی در زمینه هایی که ارائه می دادند یک جا جمع بشن و حداقل اینکه سرنخی به علاقه مندان ارائه کنند، تا حالا پیش نیومده بود. مباحث مطرح شده، با سرفصل هایی مثل مروری بر HTML5 و CSS3،  استفاده از فونتهای فارسی در وب،  Web APIs، مایکروسافت، استانداردهای وب و Open Source Software،  طراحی ریسپانسیو – Responsive Design و در نهایت موبایل وب بود که همگی در سطح خیلی خوبی ارائه شدند.

به شخصه امیدوارم این کنفرانس ها، همایش ها و سخنرانی ها بیش از پیش برگزار بشه تا هم فضای وب فارسی بیشتر با مباحث روز دنیا آشنا بشه و هم شرکت کنندگان بدونند که به مباحثی علاقه مند هستند و بتونند راحت تر اون ها رو پیگیری کنند و دانششون  بالا تر ببرند.

جا داره به شخصه باز هم از محمدرضا محمدعلی و پرهام باغستانی، وبلاگینا و داتیس دیزاین که کار پوشش زنده همایش رو به عهده داشتند، رادیو میهن و آی‏کلاب که کار پوشش صوتی و مصاحبه ها رو به عهده داشتن و سایر دوستان دیگه ای در همایش بودند تشکر کنم و خسته نباشید بگم به همشون و امیدوارم دوباره همین مجموعه و افراد رو به زودی در کنار هم ببینم.

 

پست‏های مشابه:

  • هیچ مطلب مشابهی وحود ندارد.

بلاهایی که موبایلمان مسبب آن است

این روزها تقریبا همه از موبایل استفاده می کنیم و حداقل یک گوشی داریم. گوشی معمولی یا هوشمند چندان تفاوتی نمی کند. این وسیله خوب و مفید می تواند در برخی موارد هم بد بوده و مسبب مشکلاتی برای ما باشد. ضعفها، روابط اجتماعی ضعیف در دنیای واقعی، فراموشکاری و مواردی از این قبیل همه و همه می تواند با استفاده نادرست از این وسیله به وجود بیاید. با هم نگاهی به برخی از این مشکلاتی که موبایل ها با خود همراه آورده اند می اندازیم.

بلای اول#  استفاده بیش از حد از موبایل بی توجه به حافظه خودتان است

وابستگی بیش از حد به موبایل باعث کاهش اعتماد به نفس و فراموشکاری می شود در دفترچه تلفن گوشی موبایلتان چند نفر دارید؟ شماره چند نفر از آنها را حفظ هستید؟ چقدر برای مسیریابی های روزانه از GPS استفاده می کنید؟ بعضی ها معتقد هستند که موبایل ها باعث کمتر اهمیت دادن به خود و حافظه مون میشه. نظرشون شاید چندان بد هم نباشه. اگر همین الان دفتچره تلفن هر کدوم از ما پاک بشه، چندتا از شماره تلفن های داخل اون رو حفظ هستیم؟ این درسته که موبایل ها به خصوص گوشی های هوشمند برای ساده تر کردن کارها ساخته شدن، اما بی توجهی به حافظه هم می تونه دردسرساز بشه. راه حل غلبه بر این مشکل چندان سخت نیست. به جای اینکه لیست کارها رو سریعا داخل گوشی و توسط یک برنامه to do list ذخیره کنید، میشه اونها رو در یک دفتر ساده یادداشت کرد، یا به جای اینکه همون اول تمام مسیر رو با استفاده از برنامه های مسیریاب یا نقشه گوگل یا بینگ پیدا کنید، کمی درباره مسیری که میخواهید برید فکر کنید و در مواقع اضطراری به اونها رجوع کنید. یا حتی میشه به جای اینکه افراد رو با نامشون ذخیره کنیم، حداقل افرادی که خیلی باهاشون در تماس هستید رو تنها با شماره اشون ذخیره کنید. اینطوری حداقل شماره افراد مهم رو حفظ خواهید شد.

بلای دوم# حتی برای یک برنامه ۱ دلاری هم پول پرداخت نمی کنید.

گوشی هوشمند داشتن این روزها یک امر نه چندان غیرمعمول است. انواع و اقسام برنامه ها و اپلیکیشن ها برای گوشی های اپل و اندرویدی و ویندوزفون در دسترس قرار داره و تعداد زیادی از این برنامه ها مجانی بوده و تعداد زیادی هم با قیمت های بسیار کمی در حدود ۱ دلار قابل دریافت هستند. اینکه از برنامه های مجانی استفاده می کنیم اشکالی نداره، اما گاهی برنامه های زیادی هستند که نسخه های ۱ دلاری (یا با قیمت های خیلی کم)  امکانات زیادی رو برای کاربر به همراه دارن. اما ما به “مجانی” استفاده کردن عادت کردیم و چه بسا همون موقعی که داریم این برنامه مجانی رو دانلود می کنیم مشغول خوردن یک پیتزای ۱۰ ۱۲ هزار تومنی باشیم. اما حاضر نیستیم که حتی ۱ دلار ( یا معادل ریالی اون رو در مارکت هایی مانند بازار، مارکت اندروید سامسونگ) بپردازیم. راه حل این موضوع هم اختصاص یک بودجه ماهانه (در حد ۱۰ هزار تومان) برای خرید نرم افزارایی هست که باعث میشه کارآمدی گوشی های هوشمندمان افزایش پیدا کنه.

بلای سوم# موبایل همه چیز را یادآوری می کند

سیستم notification موبایل بسته به نوع تنظیم شدنش هر چند وقت یکبار به صدا در میاد و شما هی اون رو از جیبتون خارج می کنید. هر چیزی رو یادآوری می کنه و شما هم شرطی میشید و هی تندتند اون رو از جیب یا کیفتون خارج می کنید. بعد از مدتی میشه دید که خیلی از مردم بدون اینکه موبایلشون صدایی بده یا ویبره کنه اون رو از جیبشون خارج می کنند و یک کنترلی انجام میدهند. برای رفع این مورد، که می تواند در بلند مدت کاربر را دچار وسواس چک کردن موبایل بکند (خود من دچار این مورد بودم) کافی است تنظیمات بخش notification برنامه هایی را که نصب می کنید کنترل کنید و برنامه های غیر ضروری را حذف کنید. در مورد این پیغام ها وسواس به خرج دهید.

بلای چهارم# ارسال پیام کوتاه در هنگام رانندگی

ارسال پیام کوتاه در هنگام رانندگی یعنی بازی با مرگ. شاید یکی از خظرناک ترین کارهایی که امروزه حالت عادی پیدا کرده رانندگی با یک دست و ارسال پیام کوتاه با دست دیگر است. عدم کنترل کافی بر ماشینی که در آن سوار هستید و عدن هوشیاری لازم برای کنترل ماشین (آن هم در خیابان های نابسامانی مانند تهران) . امروزه خیلی از گوشی ها از دستیار صوتی بهره می گیرن و شما می توانید با استفاده از این دستیار برخی از کارهایتان را انجام دهید. البته اگر کار خیلی اورژانسی دارید بد نیست کمی صبر کنید. چون احتمالا در ترافیک خواهید موند و می تونید کار واجبتون رو انجام بدید. حتی اگر کوشی شما دستیار صوتی ندارد، برخی برنامه های جایگزین (البته با قابلیت های کمتر) وجود دارند که می توانید از آن استفاده کنید. هر چه که هست جان شما ارزشمندتر است تا ارسال یک پیغام کوتاه.

بلای پنجم# در جمع دوستان یا خانواده، توجه شما به موبایلتان بیشتر از افراد کنارتان است

این موضوع چندان هم نباید عجیب باشد. همسر، دوست، خواهر یا هر کسی که کنار شماست، با شما حرف می زند و شما علیرغم اینکه به حرف او گوش می دهید اما در حال کارکردن با موبایلتان هستید. هرچقدر هم که به گوینده بگویید که به حرفش گوشی می دهد، او باور نخواهد کرد و دلسرد خواهد شد. چون اگر واقعا به حرفش گوش می دادید، موبایلتان را در جیبتان می گذاشتید. این کار بسیاری از دوستی ها و روابط عاطفی را دچار مشکلات زیادی می کند. ابزارهای اجتماعی ممکن است که دوستان زیادی را  به هم در سراسر جهان به هم نزدیک کرده باشد، اما واقعا اگر در نظر بگیریم خیلی از روابط نزدیک و صمیمانه را به سردی کشیده است. این موضوع نه به دلیل بد بودن شبکه های اجتماعی با دستگاه های الکترونیکی است. تنها دلیل ای موضوع بد استفاده کرد از آنهاست.

منبع

پست‏های مشابه:

  • هیچ مطلب مشابهی وحود ندارد.

آخر هفته با طعم کارآفرینی، Startup Weekend در تهران

کارآفرینی واژه است که مدت زمان زیادی از ورود آن به فرهنگ زبانی و کاری ما نمی گذرد. اما این ورود با رشد سریع این مفهوم در میان علاقه مندان همراه بوده و اکنون کمترین دانشجو یا علاقه مندی است که چیزی درباره کارآفرینی نشنیده باشد. در سطح جهان هم به همین ترتیب است و حتی آنها علاوه بر مطالعه، کارهای عملی زیادی برای کسب تجربه واقعی از کار تیمی در یک استارت آپ، سرمایه گذاری، نحوه ورود به بازار تجاری، و تعامل با سایر اعضای تیم انجام داده اند.

اما واقعا یک استارت آپ چیست؟

در تعریف یک کار آفرینی آمده است: “کارآفرینی فرآیند یا مفهومی است که در طی آن فرد کارآفرین با ایده‌های نو و خلاق و شناسایی فرصتهای جدید، با بسیج منابع به ایجاد کسب و شرکتهای نو، سازمانهای جدید و نوآور رشد یابنده مبادرت می‌ورزد . این امر توام با پذیرش خطرات است ولی اغلب منجر به معرفی محصول یا ارائه خدمت به جامعه می‌شود. بنابراین «کارآفرینان» عوامل تغییر هستند که گاهی موجب پیشرفتهای حیرت‌انگیز نیز شده‌اند.” بنابراین در یک کارآفرینی با یک سری ایده، تیم، بخش بازارگانی، استراتژی موفقیت و عواملی از این دست روبرو هستیم.

اما آیا برای کسب تجربه در زمینه راه اندازی یک استارت آپ راه ساده تری وجود ندارد که علاوه بر قرار گیری در فضای راه اندازی یک استارت آپ بتوان تجربه و دانش عملی اینکار را نیز کسب کرد؟ پاسخ این سوال مثبت است.

Startup Weekend

Startup Weekend

Startup Weekend چیست؟

برنامه جهانی Startup Weekend  یک رویداد آموزشی در سراسر دنیاست که در انتهای یک هفته برگزار می شود. در این برنامه شرکت کنندگان پر انگیزه ای شامل برنامه نویسان، مدیران تجاری، عاشقان استارت آپ، بازاریاب های حرفه ای و طراحان گرافیک گرد هم می آیند تا انتهای هفته طی ۵۴ ساعت پروژه هایی را آماده نمایند. در این برنامه جهانی تا بحال بیش از ۴۵ هزار نفر در بیش از ۵۰۰۰ تیم شرکت نموده اند.

در این برنامه شما ایده تان را  مطرح می کنید و در صورت رای آوردن ایده تان از جانب شرکت کنندگان، نیازهایی که دارید، از جمله برنامه نویس،گرافیست، بخش تجاری و بازرگانی و سایر مواردی که لازم است را تهیه کرده و به ساختن و پرداختن ایده تان می پردازید. هدف اصلی این کار نحوه اجرا و کسب تجربه از کار کردن در یک کار گروهی است. پس مهم ایده نیست و فقط اجرای ایده مهم است. اگر شما ایده ای در ذهن دارید که به نظر شما بسیار ناب است و ارزش زیادی دارد یا در این برنامه شرکت نکنید و یا ایده خود را در این برنامه مطرح نکنید. ما به ایده ها ارزشی نمی دهیم.

در استارتاپ ویکند ایده های زیادی مطرح می شوند اما آنچه در این برنامه اهمیت دارد فقط سه چیز است. اجرا، اجرا و فقط اجرا!

 

اسپانسرهای جهانی

اسپانسرهای جهانی

این رویداد در سطح جهانی توسط برندهای معتبری همچون گوگل، پارک تجاری مایکروسافت و آمازون مورد حمایت قرارگرفته است و رویدادهای محلی در شهرها نیز به کمک حامیان محلی با موفقیت برگزار می گردد. هدف استارت آپ ویکند آموزش و ترویج کارآفرینی در کشورهای جهان است.

 

برنامه Startup Weekend در تهران

برنامه Startup Weekend در تهران

اولین دوره این برنامه در ۸ شهریور ۱۳۹۱ در ایران و در هر تهران برگزار خواهد شد. به همین مناسبت دیروز اولین جلسه هماهنگی برای برگزاری این رویداد و شکل گیری گروه های همکار در دفتر شرکت خاورزمین تشکیل شد و مقدمات این برنامه مورد بحث و بررسی قرار گرفت. تیم های داوطلب تشکل شد و قرار بر این شد تا مقدمات لازم برای بهتر برگزار شدن این رویداد جهانی و مهم به بهترین شکل و نحوه فراهم شود.

در حال حاضر امکان پیش ثبت نام این دوره فراهم شده و در صورتی که تمایل داشته باشید تا اطلاعات بیشتری کسب نمایید می توانید از منابع زیر استفاده کنید.

 

www.StartupWeekend.ir

tehran.startupweekend.org

پست‏های مشابه:

  • هیچ مطلب مشابهی وحود ندارد.

دیتا هیچگاه نمی خوابد: در هر دقیقه چقدر داده در اینترنت جا به جا می شود؟

ما هر روز به طور مستقیم و غیرمستقیم از اینترنت استفاده می کنیم. اما واقعا چقدر دیتا در اینترنت در روز تولید کرده و جابه جا می کنیم؟ در هر دقیقه چقدر؟ بد نیست به اینفوگرافیکی در این زمینه که توسط سایت Domo منتشر شده نگاهی بی اندازیم. واقعا چقدر داده در اینترنت و در هر لحظه منتشر می شود؟

  • کاربران اینترنت در هر دقیقه تعداد ۲۰۴۱۶۶۶۶۷ ایمیل رد و بدل می کنند.
  • سایت گوگل در هر دقیقه با ۲۰۰۰۰۰۰ درخواست جستجو روبرو می شود.
  • کاربران سایت فیسبوک در هر دقیقه ۶۸۴۴۷۸ مطلب را به اشتراک می گذراند.
  • کاربران اینترنت ۲۷۲۰۷۰ دلار در هر دقیقه صرف خریدهای آنلاین خودشان می کنند.
  • توییتر در هر لحظه با ۱۰۰۰۰۰ توییت از جانب کاربرانش مواجه می شود.
  • فروشگاه اپل با ۴۷۰۰۰ درخواست دانلود نرم افزار مواجه می شود.
  • برندها و سازمان ها در سایت فیسبوک با ۳۴۷۲۲ لایک دریافت می کنند.
  • کاربران سایت تامبلر در هر دقیقه ۲۷۷۷۸ مطلب پست می کنند.
  • کاربران اپلیکیشن محبوب اینستاگرام در هر دقیقه ۳۶۰۰ عکس جدید به اشتراک می گذارند.
  • کاربران سایت فیلکر هم ۳۱۲۵ عکس را در این سایت به نمایش در می آورند.
  • کاربران سایت فوراسکوئر ۲۰۸۳ بار Check in می کنند.
  • ۵۷۱ وب سایت در دقیقه پا به عرصه اینترنت می گذارند.
  • کاربران سایت وردپرس ۳۴۷ مطلب را در این سایت پست می کنند.
  • کاربران برنامه های موبایل ۲۱۷ نفر در دقیقه رشد می کنند.
  • و در نهایت در هر دقیقه کاربران سایت یوتیوب معادل ۴۸ ساعت ویدئو در این سایت آپلود می کنند.
اینفوگرافیک داده های مبادله شده در اینترنت در زمان 1 دقیقه

اینفوگرافیک داده های مبادله شده در اینترنت در زمان ۱ دقیقه

منبع

 

پست‏های مشابه:

میز کار ۱۰ مرد بزرگ دنیای کامپیوتر

همه ما روزانه ساعت های زیادی را پشت میز کار خودمون سپری می کنیم. اینکه میز کارمون به چه شکلی باشه و چه چیز هایی روی اون قرار بگیره شاید در وهله اول خیلی مهم نباشه، ولی وقتی بیشترین ساعتهای زندگی خودمون رو پشت اون می گذرونیم شاید اهمیت پیدا کنه. اینکه اون رو به چه ترتیبی درست بکنیم، وسایلمون رو بچینیم، اصلا میز مرتبی باشه یا نه، همه و همه می تونه دغدغه چندین ساعت و حتی چندین روز ما باشه. اما این وسط بد نیست سری به میزکار ۱۰ نفر از بزرگترین مدیران شرکت های بزرگ بزنیم. مجموعه ای که سایت Complex اون رو از میز کار افرادی مانند بیل گیتس، مارک زوکربرگ، استیو جابز و سایر بزرگان دنیای کامپیوتر جمع آوری کرده است. بد نیست نگاهی به این میزهای کار بیاندازیم.

پست‏های مشابه:

  • هیچ مطلب مشابهی وحود ندارد.

چگونه در مذاکره با مشتری پیروز شویم؟

امروز دوست بسیار خوبم محمد رشیدی تجربیاتی در زمینه برخورد با مشتری نوشته بود. متن رو چند بار خوندم. هرچند مواردی رو جور دیگه ای می بینم و استراتژی دیگه ای برای موفقیت انتخاب می کنم، اما با کلیات نظراتش موافقم و بد ندیدم من هم در تکمیل نوشته محمد، تجربیاتم رو بنویسم. من یک شانسی که داشته ام و محمد بهش اشاره کرده تو متنی که نوشته، هم تحصیلات کامپیوتری دارم و هم مدیریتی. بنابراین در هر دو بخش کمی تجربه کاری و مطالعه ای داشتم.

در برخورد با مشتری هر کسی ممکنه، یا در واقع حتما به این شکل هست که هر کسی تجربات خودش رو داره و شاید نسخه ای که من اینجا مطرح می کنم در جای دیگه ای کاربرد نداشته باشه. ممکنه این تجربیات من با توجه به تیمی که مدتی زیردستشون بودم، ممکنه با تیمی که چند سال بالا سرشون بودم، مدتی که تنهایی پروژه انجام دادم، به خاطر نحوه ریسک کردن، مذاکره کردن و حتی انواع اقسام حمله های زبانی و یا کوتاه آمدن های مصلحتی، نسخه ای باشه که فقط مربوط به من باشه. به هر حال بیانشون اشکالی رو هم ایجاد نمی کنه.

همیشه حق با مشتری نیست!

بعله همیشه حق با مشتری نیست! در اینکه مشتری پولی پرداخت می کنه و خواسته هایی داره که شما به عنوان مجری باید انجامشون بدید اصلا شک و بحثی نیست. اما مشتری در چارچوب خاصی باید از شما توقع داشته باشه، نه بیشتر. اینکه چون داره پول پرداخت می کنه، پس هر خواسته ای داشته باشه شما باید انجام بدید عملا شکست کار شما رو به همراه خواهد داشت. مثال؟ شما در حال طراحی بزرگترین فروشگاه اینترنتی هستید. از شما خواسته میشه کاری رو انجام بدید که عملا مطابق استانداردهای طراحی سایت نیست. این موضوع تنها در زمینه انتخاب یک رنگ ساده برای mouse over شدن روی لینک ها نیست ( که حتی خود همون هم مهمه) بلکه چیزی هست که می تونه اصول طراحی رو زیر سوال ببره. شما چه کار می کنید؟ پروژه رو با درخواست مشتری ادامه میدید؟ یا قانع می کنید. اگر قانع نشد و بر خواسته نابه جای حودش پافشاری کرد چی؟ دقت کنید پروژه ای که دارید انجام میدید بعدها به عنوان یک نمونه کار مهم در پرونده کاری شما ثبت میشه. آینده بهتر پروژه هایی که به شما پیشنهاد خواهد شد رو فدای یک مشتری غیرمنطقی نکنید.
سوالات مشتری: اسب های تروای نامرئی 
حتما شرایطی پیش میاد براتون که یکباره مشتری از شما در زمینه اینکه در مورد یک موضوع یا خواسته خاص نظرتون چیه سوال می کنه. این می تونه با توجه به شرایط شما و مشتری در جلسه خیلی مهم باشه. اصولا در اینکه برای پاسخ دادن به سوال از مشتری زمان طلب کنید نترسید. این حق شماست که در مورد سوالی که ازتون پرسیده شده و برای اینکه “بهترین راه حل ممکن برای مشتری” را پیدا کنید، روی مساله فکر کرده و زمان بگذارید. اما مراقب باشید چون این درخواست شما برای زمان بیشتر ممکن است که موقعیت شما را در جلسه تضعیف کند. ممکن است مشتری با تیزهوشی از شما سوالی پرسیده باشه که احتمال می داده جواب این سوال در مورد یکی از درخواستهای شما که در همون جلسه می خواهید مطرح کنید مهم هستش. پس شما با تعویق انداختن اون پاسخ، در واقع مطرح کردن درخواست خودتون رو به موقع دیگه ای منتقل کردید. تا اون موقع هم …
دستور جلسه مهم به اندازه نان شب
شما برای یک امتحان خیلی ساده مدرسه هم که می خواستید شرکت کنید، یه مرور کلی به صفحات کتاب یا جزوه می انداختید. یا حتی شوخی شوخی با دوستانتون در مورد کلیات درس صحبت می کردید. آیا حاضرید به چنین دعوتی برای شرکت در جلسه مهم کاری پاسخ مثبت بدید: “یه جلسه ای داشته باشیم در مورد چند تا موضوع و مشکل پروژه با هم صحبت کنیم.” این رسما یعنی وارد شدن به سرزمین تاریک و ناشناخته ای که سلامت از آن بیرون اومدن می تونه معجزه بزرگی باشه. همیشه باید چند روز قبل از برگزاری جلسات، دستور جلسه و ریز مواردی که مطرح خواهد شد از طرف مدیر پروژه یک طرف، به مدیر پروژه دیگر اعلام شده و نفرات شرکت کننده و سمت آنها هم اعلام شود. در طرف مقابل هم هنگام پاسخ مثبت باید به همین شکل عمل شود.
آماده در جلسات حاضر شوید
تجربه به من ثابت کرده که در ابتدای جلسات دادن دفترچه های آماده و مرتب به مشتری در زمینه مسائل مربوط به جلسه می تونه وزن جلسه رو به نفع شما سنگین بکنه. البته حتما توجه بکنید که این مستندات باید حتما به شیوه ای استاندارد، دارای جلد درست و مناسب، فهرست، هدر و فوتر مناسب و متن دقیقی باشه. این مستندات باید دنباله دار باشه و اگر هرچند وقت یکبار ارائه بشه ارزش خودش رو از دست میده.
تنها کاغذ و امضاست که ماندگار است
قول شفاهی گرفتید؟ راجع به نتایجش خوتون می تونید حدس بزنید که چقدر احتمال برآورده شدن قولی که گرفته اید کم است. همه چیز باید مکتوب شده و به امضای تمام افرادی که از قبل مشخص شده اند برسد. این نکته می تواند شمارا از افتادن در ورطه بی پایان خواسته های مشتری به دور نگه دارد. تمام جلسات، خواسته ها، پاسخ ها باید به صورت کتبی باشد. در مورد مکاتبات عادی و یا اطلاع رسانی ها می توانید از ایمیل استفاده کنید. اما در مورد صورتجلسات یا سندهای نهایی کار که باید به امضا برسند، حتما نسخه کاغذی و نه الکترونیکی آنها را برای بایگانی نیاز دارید. نگران نباشید! هنوز کاغذ به نجات شما خواهد آمد.
همه چیز را استاندارد کنید
برای تمام کارهای درون پروژه خودتون استاندارد داشته باشید. اینکه چه متدی استفاده می کنید، به چه ترتیبی پروژه رو جلو میبرید، فازبندی انجام ارائه و تحویل و تست رو همون اول کار برای مشتری تون توضیح بدید، مکتوب کنید و امضا بگیرید. مستند شدن این موضوع در آینده حتما به نفع شماست.
تیم مذاکره کننده تون رو کامل انتخاب کنید، درست بچینید
اینکه تیم مذاکره کننده شما در جلسات چه کسانی باشند کاملا مهم و حیاتی هستش. حتی شاید در مواردی مهمتر از تیم برنامه نویسی (یا سازنده محصولتون) سعی کنید که ترکیب کامل و حرفه ای داشته باشید و سعی نکنید جز در موارد کاملا اضطراری تغییراتی تو این تیم بدید. کسی که جدید وارد جلسات میشه می تونه نقطه آسیب پذیری برای موضوعات مطرح شده باشه و کار شما آسب ببینه. تیم شما به یک فرد مطلع از بخش حقوقی، بازرگانی، طراحی و پیاده سازی و تست نیاز داره. این افراد بخش های حیاتی شما هستند. در میان این ها حتما باید یک فرد سخنور هم داشته باشید. سخنور و با سیاست.
مکان و زمان برگزاری جلسات را از ابتدا تعیین کنید
شاید این موضوع خیلی مهم نباشه و بهش اهمیتی ندید اما اینکه مکان و زمان جلسات همیشه ثابت و تعیین شده باشه، آرامش خاصی را به اعضای تیم شرکت کننده و حتی کسانی که در پشت سر این تیم کار می کنند می دهد. فضایی که دیده میشه، زمانی که بدنتان بهش عادت می کنه و حتی نور و گرما و سرمای محیط مذاکره می تونه به شما کمک کنه تا در مقابل مشتری به خوبی از خودتون دفاع کنید و برنده مذاکره باشید. امتحان کنید!

پست‏های مشابه:

  • هیچ مطلب مشابهی وحود ندارد.

آموزش های آکادمیک یا عملی؟

همه ما در طول دوران مدرسه، دانشگاه و یا حتی کلاس های آموزشی حتما دوره ای از خستگی و دلزدگی نسبت به چیزی که به ما یاد می دهند یا نسبت به چیزی که انتظار داریم یاد بگیریم و از آن استفاده کنیم راطر کرده ایم. گاهی با خود در مورد نقش آموزش های کلاسیک در شغلی که در آینده انتخاب می کنیم می اندیشیم.

گاهی هم برعکس، در زمان کار و یادگیری عملی آرزو کرده ایم که کاش به تحصیل آکادمیک روی می آوردیم تا از مشکلات یادگیری عملی به دور می بودیم. اما واقعا سئوال اصلی این است که کدام روش آموزش نتیجه بهتری برای یادگیرنده در بر خواهند داشت و در نهایت شغل بهتری را نصیب او می کنند.

 

در آموزش آکادمیک همانطور که از اسم آن پیداست، دانشجو یا در کل یادگیرنده با حجم زیادی از تئوری ها و مسائل و کتابهایی روبروست، داده هایی که می تواند ذهن او را پرورش داده و “زاویه دید” او به مسائل و حل کردن و تحلیل آنها را باز کند. اما این موارد شاید در زمان پیدا کردن شغل مناسب چندان به کمکش نیاید. شاید یک دانشجوی مقطع کارشناسی حجم عظیمی از اطلاعاتی را یادگرفته باشد که در زمان مصاحبه عملی برای استخدام چندان به داد او نرسد. اما مگر در مصاحبه عملی چه چیزی پرسیده می شود؟ مساله اینجاس که اگر شما خودتان در مقام یکی پرسشگر برای استخدام فردی در شرکت خود نشسته باشید، تمام تمرکزتان را بر روی استخدام کسی می گذارید که تجربه عملی از حل مشکلاتی که شما با آن دست و پنجه نرم می کنید داشته باشد. در همین جا ما به ماهیت متناقض آموزشهای آکادمیک و عملی می رسیم. چرا که چیزی که در دانشگاه ها یاد داده می شوند چندان با چیزی که در عمل به آنها نیاز است مطابقتت ندارد.

از طرفی آموزه های عملی با تمرکز بر یک موضوع می توانند شما را از لحاظ عملی و کارکردی در آن موضوع تقویت کرده و از شما یک متخصص عملی از آن موضوع بسازد، اما از لحاظ تئوری شاید شما چندان ایده آل مباحث تئوریک و آکادمیک نباشید.

فاصله آموزش های آکادمیک و عملی آنقدر زیاد است که انتخاب یکی از این دو به تنهایی باعث بروز مشکلاتی در آینده خواهد شد. اما راه حل چیست؟ کم کردن فاصله این دو از هم می تواند پاسخگوی نیازهای هر دو قشر آکادمیک و قشر عملگراها باشد. این که در دانشگاه ها در مقاطع مختلف دروسی ارائه می شود که اصلا مطابق با معیارها و اصول حرفه ای کاری نیست صدمات زیادی به فرد یادگیرنده می زند. چرا که او پس از فارغ التحصیلی، تا زمانی که دوره های عملی مختلفی را نگذرانده و یا با حقوق بسیار پایینی و فقط برای کسب تجربه در جاییی مشغول به کار نشود، نمی تواند کار مناسبی پیدا کند.

از طرفی بزرگنمایی در بعضی مراکز آموزشی و دانشگاهی، به طوریکه دانشجو دچار توهم خودبزرگ بینی علمی می شود نیز از مشکلات دیگری است که درگیر آن هستیم. شخص فراغ التحصیل فقط به پشتوانه نمرات خوب با اسم و رسم دانشگاهی که در آن درس خوانده، نوع نگرشش به بازار کار و دیگر افراد متفاوت باشد از دیگر بیماری هایی است که درگیر آن هستیم. این موضوع که شما دانشجوی خوبی بودید و یا از دانشگاه خوبی فارغ التحصیل شده اید موضوع قابل تقدیر و مهمی است، اما آیا می توانید با دانش تئوری خود مشکلات عملی را حل کنید؟ این چیزی است که کارفرما از شما می خواهد.

ترکیب هر دو آموزش آکادمیک و عملی در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی ما و همینطور بخش خصوصی می تواند بر رفع این مشکل بزرگ کمک قابل توجهی نماید.

 

این مطلب در سایت وبنا و در ستون “دات وب” منتشر شده است.

پست‏های مشابه:

آچار فرانسه هایی در عرصه وب

وب و فناوری های مربوط به وب هر روز، و با سرعت زیادی در حال رشد و پیشرفت هستند و هر روز نیز به خیل علاقه مندان این حوزه افزوده می شود. ابزارها، متدها، روش ها و رقابت هایی که بین شرکت ها بوجود می آید آنقدر سریع است که شاید تنها چند روز تعلل باعث یک عمر حسرت شود!

برای همراهی با این موج سریع چه باید کرد؟ احتمال زیاد فرد علاقه مند شروع به یادگیری می کند. اما سرعت یادگیری اش باید آنقدر زیاد باشد و از هر چیزی کمی بیاموزد تا بتواند به سرعت خود را با موج پیشرفت هماهنگ کند. کمی فلش، کمی گرافیک کمی فتوشاپ و این روزها CMSهای راحت و دم دستی، همه و همه کاربر را تشویق می کنند که یک سایت بسازد. راه انداختن یک سایت به راحتی هر چه تمام تر!

اما این همه ماجرا است؟ خیر! شاید راه انداختن یک سایت و یادگیری مبانی طراحی و مدیریت سایت خیلی ساده و جذاب به نظر برسد، اما واقعا موضوع بسیار پیچیده تر و مهمتر است. می توان این موضوع را از زوایای مختلف بررسی کرد. یک نگاه به این موضوع می تواند از منظر “یک شخص همه چیزدانِ کم عمق” باشد.

بسیاری از افراد بنا به دلایلی اعم از نبود متخصص در لحظه ای که به آن نیاز است، صاحب نظر دانستن خود، قبول نداشتن نظر و تخصص دیگران، عدم توانایی فعالیت در کار تیمی و شاید از همه مهمتر ارزان تمام کردن پروژه، سعی در یادگیری همه تخصص های لازم برای راه اندازی سایت می کند. یک آچار فرانسه یه جای یک جعبه ابزار!

کاملا این موضوع در وب ایران به وضوح دیده می شود. افرادی که به صورت تیمی شروع به کار می کنند و در این تیم هر تخصصی که لازم است را فراهم می کنند بسیار کم هستند. نتیجه تیمی کار نکردن هم کاملا مشخص است. انبوهی از سایت های نه چندان جذاب و غیر اصولی، با محتوای غیر واقعی و غیر مفید.

اما تیم چیست و چگونه می توان در یک تیم مفید واقع شد؟ از نگاه برخی از نظریه پردازان مدیریت، “یک تیم به تعداد کمی از افراد گفته می‌شود که دارای مهارت‌های تکمیل‌کننده‌ یکدیگر بوده و مقاصد، اهداف، و رویکردی مشترک‌ داشته باشند. بر همین مبنا، افراد تیم به هم پیوند خورده و به یکدیگر تکیه می‌کنند.” مفاهیم بسیار دقیق و روشنی در این تعریف وجود دارد که به صورت اصولی در تشکیل یک تیم به صورت زیر نمود پیدا می کنند: تعداد کم افراد، مهارت‌های تکمیل کننده، نیت مشترک، پذیرش رویکرد کاری توسط تمام اعضای تیم و مسئولیت و پاسخگویی همگانی. رعایت نکردن هر یک از این اصول می تواند تیم را دچار مشکلات زیادی کند که نتیجه آن یک محصول نه چندان جالب خواهد بود.

فرهنگ تیمی کار کردن و یا کار کردن در تیم چیزی نیست که به راحتی به دست آید. شاید مدتهای زیادی لازم باشد تا افراد در این مورد تحقیق و کار کنند. اما تصور کنید که هر کسی دارای تخصص ویژه ای بوده و چند نفر در کنار هم با تخصص و دقت بیشتری مشغول به کار هستند. اصولا دلیل تشکیل یک تیم زمانی است نیاز به تخصص ها و تجارب، مهارت ها و … افراد مختلف برای رسیدن به یک هدف احساس شود. آیا یک فرد می تواند به عنوان گرافیست، طراح، برنامه نویس، ایده پرداز، مدیر سایت، مدیر محتوا و تمامی نقش های دیگری که لازم است را بازی کند؟ دقت کنیم که به خاطر صرفه جویی و یا استراتژی اشتباه در ابتدای راه، سایت یا محصول را به ورطه نابودی سوق ندهیم.

یک آچارفرانسه هرچقدر هم که کاربردی و توانا باشد، هیچگاه جای یک مجموعه کامل از ابزارها را نمی گیرد.

این مطلب در ستون “دات وب” در سایت وبنا منتشر شده است.

پست‏های مشابه:

خرید آگاهانه، نقد منصفانه، طرفداری متعصبانه

همین اولش بگم که اگر اسمی از آیفون و مک و ویندوز و لینوکس میارم، نه قصدی دارم و نه چیزی. فقط مثال هایی هست که دیدم. همین!

مدت هاسj که موضوعی به شدت ذهنم رو مشغول کرده. موضوعی که میشه اون رو به بخشی از فرهنگ مصرف گرایی و تجمل گرایی نسبت داد، یا شاید هم موج سواری بر رو تبلیغات. این موضوع اگر نگیم در فرهنگ ما داره نهادینه میشه، میشه به راحتی اون رو در جمع های کوچیک و دوستانه خودمون هم اون رو ببینیم. این موضوع که شاید در ابتدا خیلی زیاد و آزاردهنده نبود ولی رفته رفته داره زیادتر میشه و شاید در آینده ای نه چندان دور به موضوعی بحرانی تبدیل بشه.

موضوعی که زیاد دیده میشه اینه که اینروزها خیلی از افراد وقتی دستگاهی میخرن، کامپیوتری عوض می کنن و حتی جدیدا از برنامه ای استفاده می کنه(مثل اینستاگرام) و  حتی وسیله غیر الکترونیکی عوض می کنن، تو جوامع مجازی و غیر مجازی هی در جهت بالاتر نشون دادن وسیله خودشون و تخریب بقیه هستن. شاید اگر این موضوع در جمع های دوستانه جنبه شوخی و یه هم شیطنت دوستانه داشته باشه، اما گاهی می بینیم که خیلی ها پا رو از این جمع ها فراتر میذارن و شروع می کنن به تخریب شخصیتی و دستگاهی. همه این موارد هم فارغ از این هستش که هر کسی به چه چیزی نیاز داره، یا با چی راحت تره.

بیایم اینطوری موضوع رو ببینیم. یه موقعی گوشی های گرون قیمت مثل اپل تو بازار کم بودن و تعداد کمتری از افراد به این نوع وسایل گرون و گاهی تجملی دسترسی داشتن. همه در یه سطح بودن تقریبا و امکانات هم همینطور. حالا اینروزها همه به اونواع و اقسام گوشی ها، تبلت ها و … دسترسی دارن. اما موضوع اینه که واقعا چرا باید این چیزها رو تو چشم هم بکنیم؟ یا با یه لحنی به طرف مقابلمون این رو بگیم که تو گوشیت فلانه و مال من خیلی خفنه؟!

حکایت، حکایته لینوکس و ویندوز چند ماه و این چند سال اخیره. موضوع اینطوری شده بود که هر کسی ویندوز داشت آدم بی سواد و خزی به چشم می اومد و هر کسی لینوکس رو حتی نصب می کرد، خیلی خفن و شاخ و با سواد بود. حالا اگر طرف اصلا هم استفاده نمی کرد از لینوکسش، همین که نصب بود کلی بحث و جدل درست میشد. یا آیفون و مک بوک دارها با بقیه و حتی بلعکس. یکی آیفون می خره اون رو می کنه تو چشم بقیه که این اینطوریه و اون یکی با آپدیت ICS آندرویدش هی میگه ببین ما اینا رو داریم شما نداری. این هی با سبکی لپتاپش پز میده اون یکی با شفافیت نمایشگرش.

همه این موارد و اختلاف ها تو دستگاه ها طبیعی و قابل قبوله. بالاخره هر شرکتی تو یه مواردی قوی تر هستش و تو یه مواردی ضعیف تر. مهم اینه که اونها بازار هدفشون رو میشناسین، تحقیق می کنن و بر اساس همون اطلاعات و نتایج محصولی رو تولید می کنن و می فروشن. ما هم مصرف کننده هستیم در اغلب موارد و با توجه به جو بازار گاها انتخاب می کنیم. دقیقا چیزی که میخوام الان خلافش رو بگم.

اگر جو و جذابیت تبلیغاتی محصولات رو بذاریم کنار، موضوعی که باید بهش توجه کنیم اینه: “با چه دستگاهی راحت تریم و کدوم یکی به درد ما می خوره” اینکه من هیچوقت از لینوکس استفاده نمی کنم و اون رو حتی نصب هم ندارم (گاها نصب می کنم رو فلش مموری، تستی می کنم و دوباره بر می گردم به سمت ویندوز) نه دلیل میشه که لینوکس بده و نه دلیل میشه چون من یه آدم ویندوزی هستم آدم بی سوادی هستم. تنها دلیلش اینه “ویندوز ابزاریه که من باهاش راحتم و کاری که انجام میدم مبتنی بر اونه.” یا در مورد موبایل، ماشین، تلویزیون و … این موضوع صادق هستش. شاید کسی باشه در حد نیاز همون موبایل نوکیا ۱۱۰۰ هم کافی باشه و نیازی نداشته باشه که آیفون ۴s بخره و الکی باهاش کار کنه.

موضوع دیگه، موضوع جو زدگی ما هستش. نمونه ساده همین جو زدگی، همین عکساش شدن خیلی از جوون های ما هستش. من با این موضوع که اگر کسی علاقه داشت و خواست کاری انجام بده، باید اون کار رو حتما پیگیری کنه  صد در صد موافقم. اما فرضا هنوز طرف اصول عکسای رو یاد نگرفته اما میره یه دوربین ۱ میلیونی (الان با این اوضاع قیمت ها حتما دو سه برابر شده) بخره و یه لنز فلان قدری هم بندازه روش و از عکسای تنها همراه داشتن دوربین رو بدونه مخالفم. هر چیزی برای استاد شدن و ماهر شدن راه و رسمی داره. من عکاس نیستم اما وقتی کنار عکاس ها می شینم و ازشون می پرسم، اونها هم اولین چیزهایی که می گین دقیقا مخالف هزینه ها و خریدهای گرون قیمت در همون ابتدای کار هستن.“یاد گرفتن اصول ربطی به خرید های چند میلیونی و آنچنانی نداره!”

show off کردن داره به فرهنگمون، اخلاقمون و حتی تو خونه هامون میاد و این خطرناکه. اگر این اتفاق بی افته (که متاسفانه اینطوری داره میشه) نگاه تحقیرآمیز، از بالانگاه کردن، فرهنگ مصرف گراییِ بیهوده به راحتی ما رو به تسخیر در میاره.

موضوع طرفداری و تعصب هم آزاردهنده هستش. اینکه این دستگاهی که هست بی نقص و بدون ایراد هست و اون یکی پر از ایراد و آشغال فقط یه توهم هستش که متاسفانه اجازه نقد منصفانه رو میگیره از ما و چشممون رو کور می کنه. مگر امکان داره که شرکت x پر از ایراد و بدون برنامه باشه و شرکت y سر تاپا آراستگی و خوبی و خوشی؟ خیر همچین چیزی نبوده، نیست و نخواهد بود.این ما هستیم که نباید اجازه بدیم تسخیر بشیم و نقد منصفانه رو با تعصب کورکورانه عوض نکنیم.

 

 

پست‏های مشابه:

  • هیچ مطلب مشابهی وحود ندارد.

آیا ویندوزفون۸ موسوم به آپولو برای گوشی های موجود در بازار ارائه نخواهد شد؟

مایکروسافت در حال کار بر روی نسخه بعدی ویندوزفون ۸  موسوم به آپولو است. این نسخه سیستم عامل موبایل انتظار میره که در انتهای سال ۲۰۱۲ به بازار عرضه شود. اما در این میان گمانه زنی هایی برای ارائه آپیدت گوشی های موجود در بازار به این نسخه از سیستم عامل وجود دارد.

Nokia winphone 

چند ساعت پیش یکی از متخصصین مایکروسافت به نام Nuno Silva در مصاحبه که در داشت اعلام کرد با توجه به اطلاعاتی که اجازه دارد بیان کند، ارائه نسخه بعدی سیستم عامل موبایل مایکروسافت یعنی ویندوز فون ۸ را حتمی می داند و آنرا اعلام می کند. او حتی از گوشی هایی که در سال ۲۰۱۲ به بازار ارائه شد مانند Samsung Omnia7 نام برد و اعلام کرد که حتی این دستگاه ها، آپدیت آپولو را دریافت خواهند کرد. (+)

اما ساعاتی پس از این مصاحبه، سایت the Verge با اطلاعاتی که از منابع موثق نزدیک به مایکروسافت به دست آورده بود اعلام کرد که این موضوع صحت نداشته و گوشی های موجود در بازار آپدیت آپولو را دریافت نمی کنند! (+) البته Nokia Lumia 900 از این موضوع مستثنی بوده و این گوشی پرفروش و پر سر  صدای نوکیا سوار بر آپولو خواهد شد. این موضوع آپدیت نشدن احتمال تغییر در برنامه ها و قابلیت اجرای نسخه های جدید بر روی گوشی های قدیمی را تقویت می کند.

از طرفی باید منتظر باشیم تا این احتمال و احتمال دیگر یعنی تغییرات گسترده در سطح آپولو را شاهد باشیم. چیزی که توانایی اجرای آنها در سخت افزارهای کنونی موجود در بازار نیست.

پست‏های مشابه: