شوالیه تاریکی; از تاریکی علیه تاریکی

یکی از مزایای خواندن داستان ها و کتابهای علمی تخیلی، آزاد کردن ذهن برای رسیدن و ساختن اون چیزهایی هستش که در واقعیت برای رسیدن به آنها محدودیت داریم. این دستیابی ها از هر دسته ای، مادی و معنوی را شامل می شود.

یکی از قهرمانانی که از دوران کودکی بیشتر از بقیه دوست داشتم “بتمن” بود. بتمن که نمادی از خروش خوبی علیه بدی است، روایت های متعددی دارد که هر کدام با شخصیت هایی که برایش تعبیر می شود، فرای تفاوت های زمانی و تجهیزاتی، انسانی است که به کمک سایر نیازمندان می پردازد. چیزی که از قهرمان ها انتظار می رود.

اما سه گانه نولان و به خصوص دو قسمت آخر آن از زاویه ای دیگر به این موضوع نگاه می کند. از دید من نولان “انسانی ترین و واقعی ترین شوالیه تاریکی” را به تصویر کشیده است. قهرمانی که یک سوپر قهرمان فضایی یا قابلیت های مادرزادی در این زمینه نیست. او هم انسانی است مانند بقیه که کتک می خورد، درد می کشد، مسموم می شود و از همه مهتر، عذاب وجدان می گیرد، نا امید می شود و شکست را در خود می بیند.

شوالیه تاریکی، قهرمانی است که برای تبدیل شدن به یک قهرمان باید بر ترس خود غلبه کند. (قسمت اول در مواجه شدن با خفاش های درون غار). او از تاریکی برخواسته و بر علیه تاریکی می جنگد. (فسمت سوم و مباره با بین) او برای موفقیت و زنده ماندن بر ترس خود غلبه می کند. او برای زنده ماندن باید بر ترس خود با امیدی که دارد غلبه کند و این تنها با یک کار میسر می شود; ایمان به کاری که انجام می دهد. (فرار بدون طناب از چاه در قسمت سوم). او حتی از مرگ می ترسد ولی برای زنده ماندن با آن روبرو می شود. (صحبت های زندانی کور با بروس وین)

بتمن با همان بهتر که به او شوالیه تاریکی بگوییم، می تواند قهرمانی برای تمام ما باشد. قهرمانی که برای موفقیت باترس هایش روبرو می شود. قهرمانی که مانند سایرسوپر قهرمان ها، موجودی خارق العاده و دست نیافتنی نیست.

همه ما یک شوالیه تاریکی داریم. برای بارور کردند تنها باید بر ترس هایمان غلبه کنیم.

پست‏های مشابه:

  • هیچ مطلب مشابهی وحود ندارد.